Daisypath Happy Birthday tickers واریس

میدونید یکی از چیزایی که منو ترغیب کرد به نوشتن چی بود ؟دوباره خوندن نظرا و حرف زدن با خواننده های قدیمیم 

چقد دور بودم از این محیط . نمیدونم چطور میشه که آدم یهو مسیر زندگیش تغییر میکنه . یهو یه چیزایی پیش میاد یه روحیه عجیبی پیدا میکنه و به این نتیجه میرسه آخر وبلاگ نویسی چیه ؟ حالا تصمیم گرفتم یه چیزایی بنویسم و راستش تصمیمم دلیل داره . دلیلش هم یه دوسته . یه دوستی عجییییب

الان میخوام واسه تو بنویسم . تو جاست فرند قدیمی عزیزم و اسپشیال فرند الانم 

زیاد پیش نمیاد که واسه کسی بنویسم حتی مامانم . مثه تو که زیاد واست پیش نمیومد نامه بنویسی ولی بعد از ییلاقمون واسم نوشتی !

بالاخره اول اردبیهشت هم اومد و تو رفتی . گرچه باز برگشتی ولی این یک اردیبهشت مثه ماه تولدت واسه من یه نقطع عطفی بود. همین امروز بود که منم رفتم کانون وکلا ثبت نام کردم . همین امروز بود که اردبیهشت دل انگیر شروع شد

نمیدونم واقعا هیچ ایده ای ندارم اون روز سرد زمستونی چه اتفاقی افتاد بینمون ؟چطور بهترین اتفاق زندگیمون شکل گرفت و خودمون حتی یادمون هم نیست . شک ندارم به خاطر مستی نیس . نیمدونم تا کی قراره سر به سر هم بذاریم و شروع رابطه رو بندازیم گردن اون یکی . نمیدونم این مسخره بازی افراطی هیجان انگیزمون تا کی ادامه خواهد داشت . اصن بذا ادمه پیدا کنه ...

کنار رفتارای به جای تو خیلی چیزارو یاد میگیرم . بارها این جمله ی مامانم تو ذهنم هست که میگه دوست باید باعث رشدتون بشه . من نمیدونم تو باعث رشد میشی یا نه . فقط میدونم تو باعث آرامشی . تویی که واسه من کوزی گونی دانلود میکنی و تو بادهای وحشیانه ییلاق بغلم میکنی . تویی که شوخی هایی میکنی که باعث شنیدن به قول خودت خنده های نمکی مسخرم میشه .تویی که احترام و علاقه و ارزش سرت میشه . تویی که انگار نه انگار یه شصت و نه ای هستی 

میدونی هیچی آسون نیست . تبریز بودن من آسون نیست . رفتن تو آسون نیست . منم دیگه دنبال آسونی و راحتی نیستم . تو راست میگفتی بعد از همه ی سختی ها یه استراحته که به معنای واقعی کلمه میچسبه . حالا منم دنبال زندگی جدیم . امیدوارم بتونم دوستیم با تورو در کنار درس و کار و تفریح خوب مدیریت کنم . راستی اینو یادت نره من مدیر خوبیم . 

گاهی هم خوب بلدی حرص بدی . پررو نشو 

بلدی چون باهوشی . ولی جوجه ی عزیز هوش منم دست کمی از شما نداره ! باورم نمیشه که تونستم تو و اخلاقیات ویژتو تو این زمان کم بشناسم . گرچه شناخت آدمای پیچیده کار هیچکس نیست . ولی همین که میفهمم کجاها حالت میگیری واسم خیلی افتخار آمیزه . ضمنا به من قول دادی حالت نگیری

برو عزیزم برو که هرکجا باشی با یاد واریس یه خنده ی گوگولیانه رو لبات نقش خواهد بست . 

 

 

پ . ن : من بالاخره واسه اولین بار حس میکنم رابطم همونیه که میخوام . نمیگم کسی از من پایین تره . نه هرگز ! تروخدا انقد همه رو با هم مقایسه نکنید . ما فقط میتونیم بشینیم و با خودمون فکر کنیم . میدونید من این مدت چه تو زندگی مجردیم تو تبریز چه رابطه ی قبلیم و جنگ و دعواهاش چه رابطه های قبل تر خیلی چیزا یاد گرفتم .نمیخوام بگم آدم فقط از رابطه یاد میگیره . به نظرم هر اتفاق و هر دوستی ای میتونه یه نکته باشه .

کاش تو این مدت نکته هارو مینوشتم 

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()







مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()